عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 46
طبقات الصوفية ( فارسي )
اما خانقاه شيخ عمو - زندگى درين خانقاه غير از ارشاد و تعليم و آشنائى با آداب و رسوم صوفيان اين فرصت مغتنم ديگر را نيز براى پير هرات بوجود آورده بود كه با مشايخ ديگر كه از خانقاههاى دور و نزديك به آنجا مىآمدند آشنا شود و اطلاعاتى در مورد برخى ديگر از صوفيه ، از اين ديداركنندگان به دست آورد . نمونهاى ازين گونه كسب اطلاع معلوم كردن احوال و زندگانى شيخ ابو العباس قصاب آملى است از مريدان و شاگردان او كه همواره به خانقاه شيخ عمو مىآمدند و به اين ترتيب اگر آرزوى ديدار عبد اللّه برآورده نمىشد - چنان كه در مورد قصاب آملى روى داد - رفتوآمدهاى ميان خانقاه حصول اطلاعات درست از آنان را براى خواجه عبد اللّه ممكن و ميسر مىساخت 27 . ابو عبد اللّه طاقى شيخ الاسلام انصارى در طبقات الصوفية چند بار از طاقى ياد كرده است و همانطور كه در بخش مشايخ مورد علاقهء او آمده است طاقى يكى از ده تن مشايخى بود كه او در آخر عمر برگزيده بود . طاقى مريد و شاگرد شيخ موسى عمران جيرفتى بود 28 . در مقامات پير هرات از طاقى به عنوان پير و استاد شيخ الاسلام در اعتقاد حنبليان ياد شده است . آن وقت كه خواجه عبد اللّه طاقى را ديده است طاقى پير و نابينا بوده و هيبتى داشته است كه در كمتر كسى ديده شده بود . وقتى كه او درگذشت ( 418 ) خواجه عبد اللّه بيست و دو سال داشت . وى خواجه عبد اللّه جوان را احترام و تعظيم مىداشت ، و به گفتهء پير هرات در كار او دور فرا بود و در خطاب به وى گفته بود كه « عبد اللّه با منصور است سبحان اللّه آنچه نور است كه اللّه تعالى در دل تو نهاده » . شيخ الاسلام بعدها دربارهء اين سخن طاقى گفت : « چهل سال بربايست آمد تا من بدانستم كه آن نور چيست كه وى مىگفت » 29 . آنچه در مقامات و نفحات دربارهء طاقى آمده است همين است ، ولى آنطور كه از مطالب طبقات الصوفية برمىآيد خواجه عبد اللّه با شيخ بو عبد اللّه طاقى پيوسته